توی مراسم سالگرد شهدای گمنام شهرستان آبیک :
حاج آقا احمدیان می گفت :((توی عراق برای تفحص رفتیم به نزدیکی یکی از روستا های مرزی

شب که شد وبرای استراحت آمدیم به چادر نظرمون به فانوس هایی که روی تپه بود جلب شد

فردا رفتیم و از مامور عراقی ماجرای فانوس ها رو پرسیدیم.)) خندید و به ما گفت: ((اونجا چند تا

قبر از  بچه های شماست که افراد روستا خودشون بردن و اونجا دفن کردن و هرشب می آیند وچند فانوس آنجا رو شن می کنند))

ما که این موضوع رو فهمیدیم رفتیم تا شهدایی که اونجا بودند رو تفحص کنیم. هنوز دست به بیل وکلنگ نبرده بودیم که

یکدفعه تعداد زیادی از مردم روستا به سمت ما حجوم آوردند ما ترسیده بودیم که یه وقت بلایی سر ما نیارن همین که به ما رسیدن 

به دست وپامون افتادن . خیلی تعجب کردیم ! از یکی از بزرگای روستا پرسیدیم که چرا مردم اینطور رفتار می کنند ؟

به ماگفت :(مردم از وقتی فهمیدن شما اینجایید خیلی ناراحت شدن و نمی خوان که شما این پیکر های مقدس رو از اینجا ببرید)

ما تعجب کردیم که به این روستایی ها چه ربطی داره که بچه های مارو نگه دارن علت رو از اون فرد پرسیدیم

اون با گریه گفت:(( این ها که اینجا دفن هستند شهدای شما و امام زادگان ما هستند !!!!! 

از وقتی این پیکر ها اینجا هستند هیچ یک از افراد روستا بیمار نشده اند واگر هم بیمار شدند ما آن ها را به بیمارستان نبردیم 

و همین جا شفای آنها را از همین شهدا گرفتیم))